۱
 

مطالباتی که از خود داریم

مهندس مسعود شفیعی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۲:۱۷
Share/Save/Bookmark
با برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و انتخاب شخصیتی که شعارها و برنامه‌های او با اقبال خیل عظیمی از «جوانان» این مرز و بوم همراه شد‌، شاید از این پس به ‌زعم عده‌ای، اصلی‌ترین اولویت نسل جوان، مطالبهٔ تحقق برنامه‌های اعلام شده از رییس‌جمهور جدید باشد.
مطالباتی که از خود داریم
 
با برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و انتخاب شخصیتی که شعارها و برنامه‌های او با اقبال خیل عظیمی از «جوانان» این مرز و بوم همراه شد‌، شاید از این پس به ‌زعم عده‌ای، اصلی‌ترین اولویت نسل جوان، مطالبهٔ تحقق برنامه‌های اعلام شده از رییس‌جمهور جدید باشد.

دراین حال، اگرچه محورهایی مانند: «پی‏گیری و استمرار شیوه‏‌های ارتباط مستقیم مسئولان با جوانان، به منظور بازسازی اعتماد جامعه نسبت به حاكمیت و مدیریت كلان كشور، تنظیم سازوكارهای كارشناسانه فرهنگی-اجتماعی در جهت ترمیم و بازسازی اعتماد جوانان به نظام سیاسی، شناسایی دقیق و صحیح نیازهای جوانان و ایجاد پل ارتباطی میان نسل‏‌ها با توجه به مقتضیات زمان و ... » که درمجموعه برنامه‌های انتخاباتی آقای روحانی اعلام شده بود، ازجمله اموری است که التزام به آن‌ها، از سوی دولت همواره مورد انتظار است، اما به ‌نظر می‌رسد اکتفا به مجموعه تعهدات اجرایی دولت نسبت به جوانان، هرگز رافع مجموعه انتظارات ودغدغه‌های قشر جوان نسبت به جایگاه واقعی آن در روند پیشرفت کشور نباشد.
 
به عبارت دیگر عملیاتی شدن بخش زیادی از آن ‌چه که به ‌عنوان تعهدات دولت نسبت به جوانان مطرح است، منوط به تحقق مؤلفه‌های دیگری است که لزوماً در اختیار دولت و یا حتی حاکمیت نیست؛ درست است که دولت موظف است با بهبود شاخصه‌های اقتصادی فضای کسب و کار و معیشت جوانان را بهبود ببخشد و با رونق تولید وضعیت اشتغال جوانان را بهتر کند و با تنش‌زدایی در عرصه سیاست‌ خارجی شان و منزلت جوانان را مانند همه شهروندان ایرانی ارتقا بخشد، اما این به‌ آن معنا نیست که در این شرایط دیگران وظایف و تکالیفی بر عهده ندارند.
 
همانطور که به ثمر نشستن بخشی از برنامه‌های دولت در عرصه سیاست خارجی تحث تأثیر فضای جهانی و اوضاع منطقه‌ای، و اجرایی شدن پاره‌ای از تعهدات دولت در عرصه‌ داخلی منوط به همکاری و همراهی سایر قوا است، در حوزه جوانان هم برای تحقق همه شعارها و برنامه‌های اعلام شده، نمی‌توان و نباید به انتظار دولت نشست.
 
بر این اساس باید با نگاهی ژرف‌تر به مجموعه انتظارات عمومی‌ که در حوزه جوانان نسبت به دولت به‌وجود آمده نگریست و به‌جای آنکه صرفاً در انتظار تصمیم و اقدامی از سوی دستگاه اجرایی بود، دائماً این سوال مهم را مطرح کرد که "آیا برای اجرای این خواسته، خود ما نقشی برعهده نداریم"؟
 
به‌عنوان مثال، درست است که «به‌ كارگیری و مشاركت همه افراد جامعه به ‌خصوص جوانان درمسائل كشوری و ایجاد زمینه برای حضور فعال آنان درصحنه اجتماع» به‌عنوان یکی از رئوس برنامه‌های دولت مطرح شده اما باید بدانیم که یکی از ملزومات اصلی تحقق صحیح این مهم، تقویت روحیه کار جمعی و مشارکت‌پذیری در میان جوانان ایرانی است که متأسفانه به گواهی پژوهش‌های جامعه‌شناختی معتبر، این شاخصه فرهنگی در میان مردم کشور ما چندان پررنگ نبوده است.
 
و یا «تغییر  اصولی نگرش به مسأله جوانان درعرصه‌‏های اجتماعی و مبنا قرار دادن توجه به این سرمایه اصلی ملی به عنوان فرصت در سیاست‏گذاری‌ها و برنامه‏‌ریزی‌ها» زمانی عملیاتی خواهد شد که جوان ایرانی خود به این باور برسد که یک موتور محرک برای توسعه کشور است نه واگنی که قرار است با نیروی پیش‌برنده دیگری به حرکت درآید. او باید باور کند که می‌تواند کارآفرین باشد و ظرفیت اجتماعی و اقتصادی ایجاد کند.
 
در این شرایط، رویکرد عقلانی و اعتدال‌گرایانه دولت را که می‌تواند برای نسل جوان «امید آفرین» باشد باید در واقع تغییر مشی بسیار مهمی نسبت به دو دولت قبلی و یک گام به سوی جوانان تلقی کرد، اما باید دانست که تثبیت این گام به ظرفیت‌سازی بیش از پیش از سوی نسل جوان هم نیاز دارد. این گام دولت اگرچه کافی و تمام‌کننده نیست اما می‌تواند آن‌قدر با اهمیت تلقی شود که هر جوان ایرانی را نسبت به هم‌نسلان و خود، با این سوال مواجه کند که "اکنون ما باید چه گامی برداریم"؟ آیا به لحاظ شخصی توانمندی لازم را برای اثرگذاری بهتر و بیشتر در روند پیشرفت کشور کسب کرده‌ایم؟ تا چه حد به باور کار گروهی معتقدیم؟ تا چه حد از نظر ویژگی‌های شخصی و اخلاقی برای «ایجاد الگوهای رفتاری صحیح منطبق با اخلاق و مقتضیات زمانی، مكانی و فرهنگ (کشورمان)» خود را آماده کرده‌ایم؟ جایگاه ویژگی‌هایی چون سخت‌کوشی، وجدان کاری، انضباط اجتماعی، وفای به عهد، علم‌اندوزی، و...در الگوهای رفتار فردی و جمعی ما کجاست؟
 
به نظر می‌رسد آغاز دوره فعالیت دولت جدید در ایران فرصت مناسبی باشد که هم‌زمان با فاصله‌گرفتن از ارائه آمارهای نادرست، سقوط اخلاقی در سطوح مختلف، بی‌انظباطی، قانون‌گریزی، که در دو دولت ‌پیشین تا حدود زیادی شاهد آن‌ها بوده‌ایم و... به عنوان یک جوان ایرانی که باید نماینده‌ای از یک قشر پیشتاز اجتماعی باشد، «راستگویی و درستکاری» را قبل از دولت در خود جستجو کنیم و نظم‌پذیری، مشارکت‌پذیری خلاقانه و مسئولانه فکرکردن و اقدام نمودن را در امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیش از گذشته، قبل از هر نهاد یا شخص دیگری از خودمان مطالبه نماییم؛ آن‌گاه است که می‌توانیم هم‌زمان با روی‌کار آمدن دولتی که قرار است بر اصول اخلاقی پایبند باشد و بر پایه عقلانیت و احترام به جهانیان تصمیم بگیرد و رفتار کند، به تغییر عینی شرایط کشور و تحقق شعارها و وعده‌های رییس جمهور درباره جوانان هم بیشتر امیدوار باشیم.
 
شاید این انتظار زیادی از نسل جوان ایران نباشد که همانگونه که در استقرار گفتمان و دولت جدید پیشگام و تاثیرگذار بوده است، در نهادینه کردن فرهنگ عقلانیت، اعتدال و طرح صحیح مطالبات هم الگو و فرهنگ‌ساز باشد.
کد مطلب: 9
 


 
سیدعلی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴-۰۹-۰۲ ۲۲:۱۷:۵۶
سلام مهندس